محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

298

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ساختار ادبى فما غرق : « ما » اسم موصول و مبتدا است . فليس بمستدرك : همه جمله خبر براى مبتداى پيشين است . قبل ارهاق : ظرف و متعلق به « اعلموا » است . شرح و تفسير ( بعثه حين لا علم قائم و لا منار ساطع و لا منهج واضح ) ضمير در « بعثه » به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله بازمىگردد . « علم » و « منار » به يك معنا هستند . « منهج » نيز به معناى راه است . هر دعوت اصلاح‌طلبانه در نتيجه وجود فسادى رخ مىدهد . بنابراين دعوت به خداپرستى در پى شك‌وترديد در وجود خدا است و دعوت به دانش‌اندوزى و خردورزى از گسترش جهالت و نادانى خبر مىدهد . خداوند محمد صلّى اللّه عليه و آله را در زمانى فرستاد كه گمراهى و نادانى فراگير گشته و هيچ‌كس مردمان را به راه راست فرمان نداده و از كژى پرهيز نمىداد . ( و أحذركم الدنيا فإنها دار شخوص و محلة تنغيص ، ساكنها ظاعن و قاطنها بائن ) عمر آدمى ناگزير پايان‌پذير است و خانه جاويدان تنها در آخرت است . بنابراين هركس تنها در پى لذت‌هاى دنيا باشد خوشايندىهاى موقتى را بر دايمى ترجيح داده است و سعادت ابدى را به لذت ساعتى فروخته است . افزون بر آن هيچ شادى و سرورى در دنيا تهى از اندوه و ناراحتى نيست . ( تميد بأهلها ميدان السفينة ، تقصفها العواصف في لجج البحار . . . ) هيچ يك از آدميان از بلا و گرفتارى مصون نيستند . انسان‌ها بر روى اين كره خاكى همانند مسافرانى در كشتى موج‌زده‌اى هستند كه تعادل خود را از دست داده و هر لحظه گوشه‌اى از آن به لرزش افتاده و گروهى را گرفتار غرق مىسازد .